پژوهشكده تحقيقات اسلامى
96
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)
انديشه ارجاء به معاويه اين اجازه را داد كه با همهء فسادش بگويد : الارض للّه وانَا خليفة الله فما اخذ من مال الله فهو لى و ما تركت منه كان جائزاً لى « 1 » زمين از آن خدا است و من جانشين خدا هستم ، آنچه از مال خداوند برمىدارم ، از آن من است و هر آنچه از آن صرف نظر مىكنم ، مجازم . همچنين معاويه براى مشروعيت بخشيدن به حاكميت خود و ساير خلفاى بنى اميّه جبرگرايى را ترويج مىكرد . « قاضى عبدالجبّار معتزلى » به نقل از استادش « ابوعلى جبايى » مىنويسد : نخستين فرد ( از حاكمان بنى اميّه ) كه به تفكّر جبر قائل شد و آن را آشكار كرد ، معاويه بود . او همه كارهاى خويش را به قضاوت الهى مستند مىكرد و به اين وسيله در برابر مخالفان عذرتراشى كرده آنان را به اين خيال مىانداخت كه درست كردار است و خدا او را پيشوا و ولى امر قرار داده است . پس از وى اين انديشه در ميان زمامداران اموى رواج يافت . « 2 » او در پاسخ مخالفان وليعهدى يزيد گفت : خلافت امر « يزيد » قضا و خواست خداست و بندگان خدا حقّ دخالت در آن را ندارند . « 3 » از آنچه گذشت روشن مىشود كه معاويه اساساً اعتقادى به اسلام نداشته و منافقانه اظهار اسلام مىنمود و براى ضربه زدن به اسلام و مخدوش ساختن چهره مفسّران واقعى اسلام و اهل بيت پيامبر ( ع ) و از بين بردن آنان و كشتن بندگان صالح خدا و حمايت از فرقههاى منحرف از هيچ كوششى دريغ نكرده است . 2 - 2 . كارگزاران معاويه معاويه مردمان با فضيلت و نيكوكار را از صحنه خارج كرد و مسئوليتهاى حكومتى
--> ( 1 ) - مروج الذهب ، مسعودى ، ج 3 ، ص 53 . الغدير ، ج 8 ، ص 349 . ( 2 ) - المغنى ، القاضى ابوالحسن عبدالجبار ، تحقيق : توفيق الطويل و سعيد زايد ، ج 8 ، ص 4 . ( 3 ) - الامامة والسياسة ، ج 1 ، ص 205 ، 210 .